محمد باقر النجفي

121

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

به‌عنوان جبران حقوق مادّىِ از دست رفتهء مسلمانان در مكّه و دستگيرى از مردم تهىدست مدينه از محلّ مال‌اندوزى قريش ، مقرّر داشت . ثالثاً كلامى از احمد بن حنبل به نقل از على بن عاصم و او از حميد به روايت از انس ديده شده است كه وقتى ابوبكر از پيامبر مىخواهد كه اسرا را ببخشد ، « فذهب عن وجه رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - ما كان فيه من الغم ، فعفا عنهم » . « 1 » اين گشودگى به نشانهء تمايلات قلبى پيامبر است كه راه حل را در « و قبل منهم الفداء » پيدا مىكند . به ديگر سخن ، آن عفو و اين مساعدت و همدردى با محرومان ، هر دو به يك سو نظر دارد و آن تلاش براى احياى حقوق انسان و امكان رشد و تعالى در ميان جامعه‌اى بسته ، خشك‌مغز و بسته‌ْروح است . 4 - 4 / پ : قتل دو اسير ! در راستاى وقايع مربوط به اسيرانِ جنگ بدر ، رخدادى وجود دارد كه نشان مىدهد مسلمانان در طول راهِ بازگشت از بدر به مدينه ، دو اسير را ظاهراً به دستور پيامبر كشته‌اند ! يكى « عقبة بن ابىمعيط » و ديگرى « نضر بن الحارث » . تأليفات و نوشته‌هايى كه در بارهء اسلام با ديد انتقادى نگريسته‌اند ، از اين موضوع ، در نقد شيوه‌هاى خشونت دينى ، حدّاكثر بهره‌بردارى را كرده‌اند . نگارنده ، نظر به ارتباط موضوعى ، اسناد تاريخى را بازنگرى نمود و آنچه را كه از لابلاى متون اصلى و شالودهء تفكّرات تاريخى مذكور به دست آورد ، به پژوهندگان ارائه مىدهد . آنچه مسلّم است ، « عقبة بن ابىمعيط » يكى از سران قريش بود كه همراهِ قريشيان از مكّه به بدر آمد و در تلاش نافرجامِ بت‌پرستان براى نابودى مسلمانان و برچيدن دينى كه تازه در جزيرةالعرب رايج شده بود ، شركت فعّال و اعتقاد راسخ داشت . آنچه براى ما مهم است ، اسارت وى نيست ؛ بل شخصيّت وى در طول سال‌هاى دعوت پيامبر است . اتّخاذ اين روش اولويّت‌سنجانه در تحقيق ، ما را از كلّىگويى مصون مىدارد و به جاى

--> ( 1 ) . « آثار اندوه از چهرهء پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زايل شد و آنان را مورد عفو قرار داد » . نك : ابن‌كثير ، « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 457